عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

249

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

در سرانجام به عقوبت جاويدان ، ذكر مؤمنان در گرفت و ناز و نعيم ايشان در آن بهشت جاودان ، تابندهء مؤمن را ميان هر دو آيت در خوف و رجا بگرداند . چون صفت بيگانگان شنود و خشم و عذاب خدا در حق ايشان ، در خوف افتد ، گهى زارد گهى نالد ، گهى از آتش فرياد مىكند - چنانك مصطفى از پس هر نماز بگفتى « اللهمّ انى اعوذ بك من نار جهنّم » - پس چون صفت مؤمنان شنود ، و مآل و مرجع ايشان و فضل و كرم خداوند در حق ايشان ، حال در وى بگردد صفت خوف بصفت رجا بدل شود آرام در دلش آيد ، دست كرم و فضل او را از وهدهء خوف بيرون آرد ، و حال بنده هميشه همچنين بايد كه بود ، گهى با ترس و گداز ، گهى با انس و ناز ، گهى از بيم دوزخ فريادكنان ، گهى باميد بهشت شادان و نازان . در اخبار بيارند كه صهيب درم خريدهء زنى بود ، و همه شب بيخواب و بى آرام بودى و از بسيارى سهر نزار و ضعيف شده بود ، آن سيدهء وى او را گفت - « افسدت على نفسك . » اى صهيب تو تن خويش بزيان بردى و از خدمت من باز ماندى ، اين چيست كه تو بدست دارى ؟ صهيب جواب داد كه « انّ اللَّه تعالى جعل الليل سكنا لصهيب ، انّ صهيبا اذا ذكر الجنّة طال شوقه و اذا ذكر النار طار نومه . » وَ الَّذِينَ آمَنُوا - يعنى صدّقوا بتوحيد اللَّه و رسوله . وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يعنى الطاعات فيما بينهم و بين ربّهم . أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ - مقيمون فى الجنّة لا يموتون و لا يخرجون منها ابدا . وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ - يعنى فى التورية ، اى امرناهم بذلك فقبلوه . اين همانست كه در سورة المائده گفت : وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً ميگويد - اللَّه ميثاق بست و پيمان ستد از فرزندان يعقوب و دوازده نقيب فرستاديم ، از هر سبطى نقيبى ، اسباط بسيار بودند فراوان هزاران ، پس از هر سبطى نقيب برگزيد موسى با وى بيعت كردى و با وى آن عهد بستى . تا آن نقيب از ديگران بيعت ستدى و با ايشان عهد بستى . اينست كه اللَّه ميگويد - وَ إِذْ أَخَذْنا